خاطرات تلخ یک تازه عروس

ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشی

توجه توجه

من طلاق گرفتم دوباره ازدواج کردم حالا هم منتطر بدنیا اومدن پسرمم همش شما از گذشته میگین
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی 1393ساعت 13:17  توسط فرشته  | 

توجه

من طلاق گرفتم و دوباره ازدواج کردم کامل مطالبو بخونین بعدا نظر بدید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 11:55  توسط فرشته  | 

salam

دوستایه گلم من 13دی ازدواج کردم گذشته تموم شده

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 22:2  توسط فرشته  | 

این وبلاگ جدید منه لطفا اونجا ازگذشته نپرسین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 12:35  توسط فرشته  | 

عشقم

آری ، یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من استاو همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من استیکی را دوست میدارمآری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم
یکی را دوست میدارم ، همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا
باخود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش
مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کردیکی را دوست میدارم ، همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون در گوشم
زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من
آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم
می باشد…آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شودآری ، تو برایم مانند همان آسمانی…یکی را دوست میدارم ،
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم احساسات پاک من باش…می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم.می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است .....
ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ،ای آسمان زندگی من و در پایان ای همدم زندگی من ،با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را دوست میدارمفقط تو را
فقط تورادارم عشقم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 20:0  توسط فرشته  | 

واژه های باران
 
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 
 و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 19:50  توسط فرشته  | 

تقدیم به

 . . . .  . . ¶¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶
. . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶
. . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶
. . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶
. . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶
. . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶
. . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶
.¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶
.¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
.¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶
. . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶
. . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´´´¶¶¶¶

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 19:21  توسط فرشته  | 

سلام دوستای گلم اگه میخواین ازم خبری داشته باشین برین fereshtehnanaz.blofga.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 14:31  توسط فرشته  | 

سلام

من اومدم با خبری خوب من دیروز طلاق گرفتم غیابی و یه طرفه فردا هم دارم میرم مسافرت با خانوادم شمال میریم و تصمیم گرفتم بعد از اومدنم یه خونه تکونی بکنم و وبلاگ جدیدی بسازم ودر ضمن لطفا چیزی که نمیدونین قظاوت نکنین(احمد)فعلا
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 10:8  توسط فرشته  | 

بازم نشد

        درسته که ۴۰روز تموم شد حالا میگن باید روز ۶۷توم بیاین

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:9  توسط فرشته  | 

مطالب قدیمی‌تر